حرکت فرضی در زبان فارسی: رویکردی شناختی به مسیرهای گسترشی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

2 دانش آموختۀ کارشناسی ارشد زبان‌شناسی، دانشگاه الزهرا

چکیده

با توجه به نقش مهم درک حرکت و بازنمایی آن در زبان و شناخت، مقالۀ حاضر به گونۀ خاصی از حرکت می‌پردازد که حرکت فرضی نام دارد. در حرکت فرضی که یکی از انواع بازنمودهای مجازی حرکت در زبان است، حرکت به پدیده­‌ها و اشیائی که فاقد توانایی حرکت هستند، نسبت داده می­شود. بر این اساس با توجه به این که تاکنون پژوهشی دربارۀ حرکت فرضی در زبان فارسی صورت نگرفته است، این مقاله می­کوشد تا به طبقه‌بندی و ماهیت حرکت فرضی از نوع مسیرهای گسترشی در زبان فارسی بپردازد. البته باید توجه داشت که حرکت فرضی تفاوتی بنیادی با حرکت در معنای استعاری آن دارد. این پژوهش در قالب یک بررسی پیکره­بنیاد می­کوشد به این پرسش پاسخ دهد که آیا در زبان فارسی برای اشاره به موجودیت‌های ساکن از افعال حرکتی استفاده می‌شود؟ مطابق نتایج به­ دست­ آمده، زبان فارسی در مقایسه با زبانی مانند انگلیسی، گرایش چندانی به کاربرد عبارات بیان­گر حرکت فرضی ندارد. البته این نتیجه دربارۀ گونۀ محاوره‌­ای زبان فارسی صدق می­‌کند و بازنمود حرکت فرضی در گونۀ ادبی زبان فارسی می­‌تواند موضوع بررسی دیگری قرار گیرد. نتایج به­ دست آمده از این بررسی در کنار نتایجی که از مطالعۀ حرکت فرضی در زبا‌ن‌­های انگلیسی، اسپانیایی، چینی ماندارین و لهستانی به دست آمده است، می­تواند جایگاه حرکت فرضی در مفهوم­سازی را به مثابۀ یک ویژگی جهانی یا یک گرایش رده‌­شناختی مطرح کند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات