رفع التقاء واکه در بافت // در مرز اشتقاق واژه‌های زبان فارسی: نظریة بهینگی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان‌شناسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

2 دانشیار گروه زبان‌شناسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

3 استاد گروه زبان‌شناسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی فرایند درج همخوان میانجی و همچنین نوع همخوان درج‌شده در رفع التقاء واکه در مرز اشتقاق واژه­های زبان فارسی در بافت /A-i/ براساس نظریة بهینگی است. در واژه­های مشتق که آخرین هجای ستاک آن­ها به واکة /A/ ختم می­شود هنگام افزودن پسوند /i/، التقاء واکه پیش می­آید، ازآنجا­ که در زبان فارسی وجود آغازه در ساختار هجا ضروری است، این زبان با استفاده از فرایندهای مختلف به رفع التقاء واکه می­پردازد. واژه­های مورد بررسی در نوشتار پیش رو شامل 450 واژة مشتق و مشتق - مرکبِ زبان فارسی است که از فرهنگ مشیری (1388) استخراج شده­اند. نتایج پژوهش نشان می­دهد که در زبان فارسی درج همخوان رایج‌ترین راه­کار برای رفع التقاء واکه است. در پژوهش حاضر، همخوان­های [j]، [?] و [v] به­عنوان همخوان میانجی در فرایند رفع التقاء واکه در بافت /A-i/ در مرز اشتقاق واژه­ها حضور دارند. حضور غلت [j] و انسداد چاکنایی [?] در رفع التقاء واکه، حاصل فرایند درج است و در برخی واژه­ها همخوان شناور هستند. سایشی لب و دندانی [v] به­عنوان همخوان میانجی در رفع التقاء واکه، تنها در وام‌واژه‌های عربی دیده می­شود که حاصل فرایند درج و کوتاه­شدگی در این واژه­ها است.

کلیدواژه‌ها


ثمره، یدالله (1394). آواشناسی زبان فارسی، آواها و ساخت آوایی هجا. تهران: مرکز دانشگاهی.

جم، بشیر (1393). راه­های برطرف کردن التقاء واکه­ها در زبان فارسی. مجلّة زبان­شناسی و گویش­های خراسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، 7 (12)، 80-97.

صادقی، علی­اشرف (1365). التقاء مصوت­ها و مسئلة همخوان میانجی. مجلّة زبان­شناسی، 3 (2)، 3-22.

عباسی، زهرا (1391). فرایند میان­هشت در زبان فارسی: بافت آوایی یا شرایط ساخت­واژی. جستارهای زبانی، 5 (19)، 117-146.

عبداللهی، مسعود (1393). درج در زبان فارسی. پایان­نامة کارشناسی­ارشد، دانشگاه تربیت مدرس.

کرد زعفرانلو کامبوزیا، عالیه (1385). واج­شناسی: رویکردهای قاعده­بنیاد. تهران: سمت.

مشکوة­الدینی، مهدی (1388). ساخت آوایی زبان. مشهد: دانشگاه فردوسی.

مشیری، مهشید (1388). فرهنگ زبان فارسی الفبایی - قیاسی. تهران: سروش.

Lacy, P. D. (2006). Markedness: reduction and preservation in phonology). Cambridge: Cambridge University Press.

McCarthy, J. (2002). A thematic guide to optimality theory. Cambridge: Cambridge University Press.

------------------ & A. Prince (1993). Generalized alignment. In: G. Booij & J. van Marle (Eds.), Yearbook of morphology, (pp. 79-153). Dordrecht: Kluwer.

Naderi, N. & M. van Oostendorp (2011). Reducing the number of Farsi epenthetic consonants. In: A. Koren, G. Haig, S. Karimi, & P. Samvelian (Eds.), topics in Iranian linguistics, (pp. 153-166). Wiesbaden: Reichert

Prince, A. & P. Smolensky (1993). Optimality theory: constraint interaction in generative grammar. Blackwell.

Sapir, S. (1989). The intrinsic pitch of vowels: Theoretical, physiological and clinical considerations. Journal of Voice, 3 (6), 44-51.